خرید بک لینک
یه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کنیه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کن منو با بوسه خوابم کن تو آغوشت که دنیامهکه امشب از همه دنیا فقط آغوش تو جامهمنو از گریه دورم کن که گریه قلب و لرزوندهبه آینده امیدی نیست همین امشب فقط مونده یه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کنیه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کن تموم لحظه ها مونو غرور تو اگر پر کردسکوت و از میون بردار یه امشب به خودت برگردیه امشب عاشقم باش که یه عمریه دوست دارمواسه امشب که اینجایی تموم سال و بیدارمیه امشب بغضمو نشکن بذار با تو دلم وا شهبذار تو این شب دلگیر صدات آرامشم باشه یه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کنیه امشب اخماتو وا کن تو قلبت عشقمو جا کنتو با لبخند شیرینت جهانو غرق رویا کن این آهنگ شهرام صولتی رو به شدت دوست دارم فقط و فقط به خاطر همین تیکش که میگه "تموم لحظه هامونو غرور تو اگر پر کرد ..." هیچ ارتباط زمانی خاصی با زمان حاضر نداره و صرفا چون آهنگ قشنگیه گذاشتمش! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ساعت 23:53 توسط من بعد از تو! |

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 6:20

تصمیم گرفته بودم که دست به نوشتن بزنم و رمانی که از خیلی وقت پیش تو ذهنمه رو تا تموم نکردم بیخیالش نشم و برای دست گرمی داستان توی وبلاگ رو هم استارت زدم تا یه پیش زمینه ای برای نوشتن باشه و دستم راه بیوفته و مغزم دوباره درگیر این مسائل بشه! اما بعد از 3 قسمت از داستان "چند آدم معمولی" که صرفا بر مبنای تصورات لحظه ای و بدون طرح ریزی، شخصیت پردازی، گره یا حتی اوج و فرود برای داستان نوشته شده، به این نتیجه رسیدم که بهتره قبل از اینکه خودم دست به نوشتن ببرم چند کتاب خوب و موفق رو بخونم تا ذهنم شکل بگیره! در حال حاضر فکر می کنم تا قبل از خوندن حداقل 10 رمان خیلی خوب، امکان نداره تا بتونم چیزی رو بنویسم که خیلی خوب از آب دربیاد. حتی اگر همین الان هم بتونم چیز خوبی بنویسم، قطعا خوندن رمان های خیلی خوب میتونه کمک کنه که بهتر از اینم بتونم بنویسم!واسه شروع کتاب "راز فال ورق" رو خوندم و بر مبنای تقویم 52 برگی همین کتاب، تصمیم گرفتم که هفته ای 1 کتاب بخونم که میکنه به عبارتی سالانه 52 کتاب! نمیدونم که میتونم اینهمه کتاب بخونم در 1 سال یا نه اما حتی اگر کمتر از اینم بخونم بازم خیلی خوبه! در حال حاضر حس یه آدم بی سواد رو دارم که به غیر از کتابای درسی که مجبور بوده بخونه، هیچ کتابی نخونده! امیدوارم این احساس یه احساس موقت نباشه و این احساس باهام بمونه و همینطوری مجبورم کنه به بیشتر و بیشتر خوندن

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 6:20

کتاب راز فال ورق یک رمان فانتزی با مفاهیم فلسفی بود که به شدت برام جالب بود. فلسفه یا خرد دوستی در یک تعریف کلی مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان است. در مورد فلسفه و تفاوتی که با دین داره باید گفت در دین، معرفت متکی بر وحی است، و حقایق نهایی در پرتوی وحی فهمیده میشوند؛ اما در فلسفه، وحی نیز باید به محک منطق و استدلال آزموده شود.در کنار مباحث فلسفی که توی کتاب هست، بحث در مورد 52 ورقی که اینهمه خاطره باهاش دارم موضوع داستان رو جذاب تر میکرد برام و تصور اینکه واقعا یه روز این 52 کارت تبدیل به شخصیت های واقعی بشن... و اما جذاب ترین قسمت قضیه جوکر داستانه! جوکری که با فیلم شوالیه تاریکی 2008 تبدیل به شاید محبوب ترین کاراکتر سینمایی شد برام با طرز فکر و دیالوگ های خاصی که میگه. تا الان به این شدت به اسم جوکر توی ورق های بازی دقت نکرده بودم چون به جز بازی شلم(اونم گاهی وقتا!) هیچ استفاده ای از برگ جوکر نمی کردیم در حالی توی همه دست های ورق 2 جوکر وجود داره! و چه اسم قشنگی: جوکر یعنی کسی که همش میخنده اما حالا جوکر برام معنی کسی رو میده که خیلی عمیق فکر میکنه! قسمتای جذاب کتاب رو می نویسم اینجا تا بعدا نیاز نباشه تمام کتاب رو بخونم: در یک دست ورق، جوکر یک احمق کوچولو است که با همه فرق می کند. خاج، حشت، دل یا پیک نیست. هشت لو

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 13:48

حالا بعد از بارها دیدن فیلم بتمن شوالیه ی تاریکی 2008 دیگه مثل اون بار اول نیست که فکر کنم جوکر یه شخصیت دیوونس که صرفا به عنوان شخصیت منفی داستان وجود داره تا مقابل بتمن قرار بگیره! حالا می فهمم بیخود نیست که جوکر محبوب ترین شخصیت منفی سینماس! حالا با خوندن کتاب راز فال ورق حس می کنم بهتر میتونم شخصیت جوکر رو درک کنم! لبخند روی صورت جوکر که با چاقو درست کرده خیلی جالبه یعنی حالم رو نپرس! حالم اینقدر بده که نمی فهمی و منم نمیتونم بهت بفهمونم! یه جا میگه حالا روی خنده ار دنیا رو می بینم، حالا همیشه می خندم! دیالوگ های موندگار شخصیت جوکر توی فیلم بتمن شوالیه ی تاریکی: من معتقدم هر چیزی که آدم رو نکشه تنها اون رو بیشتر غیر قابل پیش بینی می کنه - اگه اینقدر آسونه چرا تا حالا انجامش ندادی؟+ اگه توی کاری وارد هستی، هرگز اونو مجانی انجام نده! - فکر کردی می تونی از ما دزدی کنی و راهت رو بکشی و بری؟+ آره! این تو رو دلسرد می کنه رئیس پلیس که بدونی واقعا چقدر تنها هستی! - چرا میخوای منو بکشی؟+ من نمیخوام تو رو بکشم! بدون تو من چیکار کنم؟ برگردم سر دزدی از دست فروشای مافیا؟ نه نه نه نه تو مکمل من هستی!- تو یه آشغالی به که خاطر پول آدم می کشی+ مثل اونا حرف نزن! تو با اونا فرق داری حتی اگه دوست داشته باشی مثل اونا باشی! از نظر اونا تو فقط یه خل و چلی مثل من! الان بهت احتیاج دارن وقتی دیگه بهت نی

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 13:48

گريه کرديم دو تا شعله ی خاموش شدهگريه کرديم دو آهنگ فراموش شدهپر کشيديدم بدون پرِ زخمی با همعشق بازی دوتا کفتر زخمی با هممرگ پشت سرمان بود نمی دانستيمبوسه ی آخرمان بود نمی دانستيم...زندگی حسرت يک شادی معمولی بودزندگی چرخش تنهايی و بی پولی بودزخم سهم تنمان بود نمی ترسيديمزندگی دشمنمان بود نمی ترسيديمشعر من مزه ی خاکستر و الکل مي دادشعر، من را وسط زندگی ات هل مي دادشعر من بين تن زخمی مان پل مي شدبيت اول گره روسری ات شل می شدبيت تا بيت فقط فاصله کم می کردیشعر مي خواندم و محکم بغلم مي کردی...پی تاراندن غم های جديدم بودینگران من و موهای سپيدم بودینگران بودی يک مصرع غمگين بشومزندگی لج کند و پيرتر از اين بشومنگران بودی اندوه تو خاکم بکندنگران بودی سيگار هلاکم بکندنگران بودی اين فرصت کم را بکشمنگران بودی يک روز خودم را بکشمآه بدرود گل يخ زده ی بي کس منآه بدرود زن کوچک دلواپس من...بغلم کن غمِ در زخم شناور شده امبغلم کن گل بی طاقت پرپر شده امبغلم کن که جهان کوچک و غمگين نشودبغلم کن که خدا دورتر از اين نشودمرگ را آخر هر قافيه تمرين نکنممردم شهر تو را بعد ِ تو نفرين نکنمکاش اين نعش به تقدير خودش تن بدهدکاش اين شعر به من جرات مردن بدهد... #حامد ابراهیم پور شعر تا حدی فکر آدم رو آزاد میکنه از اتفاقات! هیچ توضیحی نیاز نداره چون کاملا مشخصه که چقدر شعر خوبیه! زندگی حسرت یک شادی معمولی بود! شعر من

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 18:45

عصبی ام و سرم درد میکنه به حدی که دلم میخواد با سر برم توی دیوار! همش هم به خاطر این سیم کشی های دندونمه که امروز بیشتر از همیشه دندونام رو داره میکشه و دردش شدیدا روی اعصابم اثر گذاشته!این 3 4 روز که تلگرام به فنا رفته و فیلترشکن های داغون من و سرعت پایین نت باعث میشه کلا نتونم تلگرام رو چک کنم، اصلا احساس تنهایی میکنم! حتی احساس بیکار و عصبی بودن و ...! حالا جالبه که imo نصب کردم و به جز 1 نفر کسی اونجا هم نیست که بشه چت کرد باهاش! گوشی عزیز هم کمال همکاری رو داره میکنه تا نتونم واتس اپ نصب کنم حتی!به قول یکی از دیالوگای جوکر توی شوالیه تاریکی: "این تو رو دلسرد می کنه که بدونی واقعا چقدر تنها هستی؟!" فیلتر شدن تلگرام و اینستاگرام هیچی که نداشت به خیلی ها فهموند که واقعا چقدر تنهان!+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 14:24 توسط من بعد از تو! |

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 18:45

222. وبلاگ داری یه جا دیدم نوشته بود "آدما نه اونقد که تو اینستاگرام نشون میدن خوشبختن، نه اونقد که تو وبلاگ میگن بدبخت" راست میگه خداییش :))) البته مایی که تو دوره ی تلگرام و توییتر و اینستاگرام هنوزم داریم با بلاگفا زندگی رو سر می کنیم دیگه واقعا چیزی برای از دست دادن نداریم :)) ولی واقعا من خودم وبلاگمو با اینستاگرامم مقایسه کردم و از سخن ماندم به واقع! درک نمی کنم که چرا در اغلب موارد فقط موقع حس و حال های بدم حس نوشتن توی وبلاگ رو دارم-هرچند اینجا جاییه که میشه راحت بود- و معمولا از اتفاقای خوب چیزی نمی نویسم اینجا! باید یه تغیری تو این زمینه ایجاد کنم!و اما آمارگیر وبلاگ واقعا سوپرایزم کرد! برای اولین باره که وبلاگی دارم و آمارگیرش رو از 0 گذاشتم شروع بشه و هیچ کلکی برای جذب بازدید و این چیزا سوار نکردم و دلیلش هم اینه که اینجا اصلا برای جذب بازدید کننده نمی نویسم. اما جالبه که دیروز 14 بازدید داشته وبلاگ و مجموع بازدید به 50 رسیده!! خداییش کی میاد اینجا غیر از اون یکی دو نفری که میدونم؟؟ بیاین خودتونو معرفی کنین :))) تااااااااازه یکی هست با گوشی اپلش میاد اینجا! اپل؟؟ بابا به ما نمیخوری ما رو چه به نفری که اپل داره آخه؟؟ :))) خلاصه واقعا تعجب کردم از آمار!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:58&nbsp توسط من بعد از تو! 

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 13:15

223. یلدایی که نیست آدم هرچی بزرگتر میشه راحت تر با واقعیت ها کنار میاد؛ واقعیت هایی مثل مرگ! یه سری چیزا هم تو این فاصله هست که باعث میشه کنار اومدن با اصل موضوع راحت تر بشه مثل اینکه چند وقت قبلش یه سری مرگای دیگه رو دیده باشی یا همینکه بحث مریضی وسطه و از مدت ها قبل میدونی که چند وقته دیگه اون آدم رو قراره دیگه نبینی ...!به شخصه فکر کنم از اونایی بودم که راحت تونستم با مرگ مادربزرگ کنار بیام و توی این مدت دروغه اگر بگم دلتنگی به اون شدت داشتم که بزنم زیر گریه یا چیزی مشابه این. اما به هرحال توی این مدت شرایط رابط توی خانواده تغیر کرده. فرداشب یلداس و بیشتر از همه ی وقت هایی که توی این مدت گذشته جای خالیش رو حس میکنم که قاره یلدا بشه و این بار مثل سالهای قبل نیست که همه رو جمع کنه دور هم! توی خانواده ی پر جمعیتی مثل ما حالا کی دیگه میتونه همه رو جمع کنه وقتی نقطه ی اشتراک همه دیگه نیست؟! دارم به روزای پیش رو رو فکر میکنم. به عیدی که قراره بیاد و نباشه. به 13 بدری که قراره نباشه. به همین یلدایی که نیست و دیگه نمیتونه قشنگ باشه برامون! به این دارم فکر می کنم که قراره از این به بعد با حسرت به روزایی که بود فکر کنم که باعث میشد با هر بهونه کوچیکی همه دور هم جمع بشن، سر سفره صدا به صدا نمیرسید، در بدترین حالت 20 25 نفر بودیم ...خوشبختانه فرداشب رو نیستم! اما فردا حتما میرم سر

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 13:15

بابابزرگ دلم برات تنگ شده بدون تو شیشه دل سنگ شدهدل منو تو هر گوشه شکستند یاد تو درد دل و مرحم شده بابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگبابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگ خاطرم میاد که با تو بودم شعر هستی رو با تو سرودمدستم گرفتی تو توی دستت آخ بابا بنازم من ناز شستتیه روزی بودم با تو دور ز غم ها غصه نبود با دل من آشناوقتی که از تو دور شدم فهمیدم تو بهترین بابای توی دنیا بابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگبابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگ نمیدونستم قدر تو کافی رفتم و پیشم جای تو خالیتصویر رویت قبله کویم حدیث و حرفت آیین و خویماگه بدونی چقد دلم تنگ شده دور برم قلبا همه سنگ شدههرجا که هستم تو بیاد من باش یه روزی میام بدون و منتظر باش بابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگبابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگ بابابزرگ دلم برات تنگ شده بدون تو شیشه دل سنگ شدهدل منو تو هر گوشه شکستند یاد تو درد دل و مرحم شده بابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگبابای منی بابابزرگ بابای منی بابابزرگ از اون آهنگاییه که یادمه از بچگی ویدئوش رو و همیشه دوسش داشتم. از نوستالژی هامه این آهنگ! همه ی آهنگ یه طرف و تیکه ی "اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده ..." یه طرف + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:53&nbsp توسط من بعد از تو! |

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 13:15

و اما پاییز 96 هم در حال اتمام است در حالی که ماندگارترین خاطره اش برای آینده همین زلزله های کرمانشاه و کرمان و تهران و سایر نواحی و البته لایحه ی بودجه ی 97 دولت و اعداد و ارقام جالب آن از جمله افزایش قیمت بنزین و افزایش عوارض خروج از کشور می باشد! و اما فال حضرت حافظ برای من در این شب یلدا: چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبانآن گل که هر دم در دست بادیستگو شرم بادش از عندلیبانیا رب امان ده تا باز بیندچشم محبان روی حبیباندرج محبت بر مهر خود نیستیا رب مبادا کام رقیبانای منعم آخر بر خوان جودتتا چند باشیم از بی نصیبانحافظ نگشتی شیدای گیتیگر میشنیدی پند ادیبان من حیث المجموع حضرت حافظ هم می فرمایند که "تا چند باشیم از بی نصیبان؟!" و اما در هیاهوی عکس ها و کپشن های یلدایی امسال، یه بیت شعر توی کانال "عنتلکتوری" حسابی نظرم رو جلب کرد: فرض بر این که میان من و تو هیچ نبودتو نباید شب #یلدا به دلم سر بزنی؟!

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 13:15

جا داره هنوز که پاییز تموم نشده به این آهنگ اشاره کنم: دختره شبای پاییز میمونم با تو همیشهواسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشهمریم پاییزی من مریم پاییزی من مریم پاییزی من گره ی اخماتو وا کندستاتو بالا بگیر و واسه فرداها دعا کندعا کن دختره شبای پاییز میمونم با تو همیشهواسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشهمریم پاییزی من مریم پاییزی من وعده مون هر روز ابری زیر الماسای بارونچه بهار باشه چه پاییز چه تابستون چه زمستونیه روزی میام کنارت تو رو میبرم تا خورشیدیه روزی که رفته باشه از نگات سایه ی تردیدسایه ی تردید دختره شبای پاییز میمونم با تو همیشهواسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشهمریم پاییزی من مریم پاییزی من من همونم که میسازم قصر رویاهاتو مریماشکهای سرخت و بس کن کم نکن دعاتو مریم دختره شبای پاییز میمونم با تو همیشهواسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشهمریم پاییزی من مریم پاییزی من حس پاییزی نوستالژی خاصی داره هنوز! جالب اینه که نیما کلا انگار کن فیکون شده اصلا خبری ازش نیست!!! یکی نیست بهش بگه داداش تو از خیلی از خواننده های الان بهتری حداقل از تتلو که بهتری دیگه!

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 13:15

صفحه بندی