کتاب راز فال ورق یک رمان فانتزی با مفاهیم فلسفی بود که به شدت برام جالب بود. فلسفه یا خرد دوستی در یک تعریف کلی مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان است. در مورد فلسفه و تفاوتی که با دین داره باید گفت در دین، معرفت متکی بر وحی است، و حقایق نهایی در پرتوی وحی فهمیده میشوند؛ اما در فلسفه، وحی نیز باید به محک منطق و استدلال آزموده شود.در کنار مباحث فلسفی که توی کتاب هست، بحث در مورد 52 ورقی که اینهمه خاطره باهاش دارم موضوع داستان رو جذاب تر میکرد برام و تصور اینکه واقعا یه روز این 52 کارت تبدیل به شخصیت های واقعی بشن... و اما جذاب ترین قسمت قضیه جوکر داستانه! جوکری که با فیلم شوالیه تاریکی 2008 تبدیل به شاید محبوب ترین کاراکتر سینمایی شد برام با طرز فکر و دیالوگ های خاصی که میگه. تا الان به این شدت به اسم جوکر توی ورق های بازی دقت نکرده بودم چون به جز بازی شلم(اونم گاهی وقتا!) هیچ استفاده ای از برگ جوکر نمی کردیم در حالی توی همه دست های ورق 2 جوکر وجود داره! و چه اسم قشنگی: جوکر یعنی کسی که همش میخنده اما حالا جوکر برام معنی کسی رو میده که خیلی عمیق فکر میکنه! قسمتای جذاب کتاب رو می نویسم اینجا تا بعدا نیاز نباشه تمام کتاب رو بخونم:
در یک دست ورق، جوکر یک احمق کوچولو است که با همه فرق می کند. خاج، حشت، دل یا پیک نیست. هشت لو
برچسب:
نویسنده: مهدی امینی
تاريخ: چهارشنبه
20 دی
1396 ساعت: 13:48